• 1

    یه روز، داخل پسرکی جوان و معمولی که تازه رشدش متوقف شده بود توانایی منحصر به فردی به وجود اومد. توانایی که بهش میگفتن”کنترل صدا (سلطه گر}”. اون اولین نفری بود که این توانایی رو در معرض دید عموم قرار میداد. به خاطر خطراتی که این توانایی بوجود آورده بود ، پسرک تبدیل به هدفی شد که باید ازبین میرفت. اون تقریبا توسط”دفاع از منابع طبیعی “، سازمانی که کارش حفظ امنیت عمومی بود،کشته شد. اما سر بزنگاه، سازمان شیطانی “annonymous” بهش پیشنهاد کمک داد. برای ادامه ی حیات هم که شده ، پسر جوون این پیشنهاد رو قبول کرد.

  • 2

    داستان عشق و معجزه در مورد میتسوها و تاکی است. میتسوها دانش آموز دبیرستانی مونث است که در منطقه ای روستایی در اعماق کوهستان زندگی میکند. پدر او شهردار است و اغلب در خانه نیست، او در کنار خواهر کوچک دبستانی و مادربزرگش زندگی میکند. میتسوها شخصیت صادقی دارد اما از رسومات خانواده ش در معبد شینتو خوش نمی اید. همچنین از شرکت پدرش در انتخابات نیز ناراحت است. او از زندگی در روستایی گلایه دارد و آرزو دارد که در توکیو زندگی کند. تاکی دانش آموزی دبیرستانی است که در توکیو زندگی میکند. او وقتش را با دوستانش و کار نیمه وقت در رستوران ایتالیایی میگذراند و به معماری و هنر علاقه مند است. یک روز میتسوها آرزو میکند که مرد جوانی بود و تاکی آرزو میکند که دانش آموز دبیرستانی مونثی در کوها ها بود. راز رویای تجربه شخصی آنان چیست؟

  • 3

    بعد از اینکه به صورت ناگهانی خبر خاموش شدن سرور های بازی ویدئویی ایگدراسیل پخش شد مومونگا که عاشق این بازی بود تصمیم گرفت برای فهمیدن این که چه حقیقتی پشت پرده ی این ماجراست تا آخرین لحظه به بازی کردن ادامه بده که در لحظه ی خاموش شدن بازی، ناگهان…

  • 4

    یک شب، دقیقا ساعت ۲۳:۱۱ ،یک غریبه به جی هنگ بلانکو درخواست دوستی در فیسبوک داد. بعد از اون، هرشب دقیقا در یک زمان، این غریبه سعی بر جلب توجه اون میکرد. مهم نبود جی هنگ چند بار اون رو نادیده بگیره، مهم نبود اون چند بار پیام هاش رو چک کنه ولی جواب نده، مهم نبود چقدر باهاش سرد برخورد کنه…  دو غریبه به تدریج روز به روز بهم نزدیک تر شدند.

  • 5

    در زندگی قبلی اش “نی لی” قویترین شیاطین بود و در راس دنیای نظامی تعلیم دیده بود،هر چند زندگی اش را در طی نبرد با جادوگر امپراطور و هیولا خدا نمایه رتبه شش از دست داد. بعد از مرگش روح او به زمانی در زدگی گذشته اش بازگشت که تنها سیزده سال داشت.با این این که او ضعیف ترین و کم استعداد ترین فرد در بَُعد روح سرخ است ، با کمک دانش وسیعی که در زندگی قبلی اش بدست آورده بود سریعتر از بقیه پیشرفت کرد.او هدفش را در راستایه محافظت از شهری که در آینده نابود خواهد شد ، معشوقه اش ، دوستان و خانواده اش قرار داد.

  • 6

    یکی از برگترین قدیس های زیر آسمان پس از گذشت ۱۰۰ سال دوباره به زندگی برگشت. او توانایی و مهارت های خودش رو در هر رشته به نهایت رسوند تا بار دیگه بر قله و راس جهان انسانها قرار بگیره.                                                                                                                                                                 “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرفِ ساخت دارو باشه. چرا که ۱۰۰ % تاثیر گذاری برای من عددی به حساب نمیاد!”                                                        “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرف ِ سرعت کِشتِ محصوله. چرا که اگر بر اثر شرم و خسالت جونتون رو از دست دادید من بی تقصیرم !”                                “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرفِ تجربست. چرا که من معنی یک جد باستانی هستم !”                                                                                        تنها وجود داشتن جیانگ-چنگ مثل نیشخندی تمسخر آمیز برای هزاران هزار نابغه بود!

  • 7

    استان Gekkou یا “نور مهتاب” درمورد رابطه عجیب بین نونومیا پسری افسرده و بی‌حال و دختری بی نقصه. نونومیا روزاش مثل یه داستان خسته کننده می گذره، برای همین همیشه تو فکر و خیاله. یه روز اتفاقی تو مسیرش یه دفترچه خاطرات خوشگل که برای یوکو تسوکیموری بوده پیدا می کنه. یه تیکه کاغذ از دفتر زده بیرون که به طرز عجیبی روش نوشته “دستور قتل!” . کنجکاو می شه و اون رو تو جیب لباسش می زاره. بعدا می فهمه این برگه برای یه سری نقشه های ممکن و غیر ممکنه که منجر به مرگ می شه. میبینه حتی ارزش نداره بهش گفت نقشه. وقتی روز بعد، درباره‌ دفترچه از اون دختره که اسمش روی کتاب بوده میپرسه، اون دختر جواب میده : من چیزی گم نکردم. ولی بعد از اون پدر اون دختر، بر اثر یک حادثه فوت می کنه…

  • 8

    چی باعث میشه که یه مرد در یک نگاه عاشق بشه؟ ظاهره؟ هاله ی اطراف طرفه؟ میزان سلامتیشه؟ نه. وقتی پرنس دانشگاه ، بازیکن قهار ، “ژیائو نی” برای اولین بار “بی وی وی” رو می بینه، عاشق نه زیبایی خاص اون دختر، بلکه عاشق خونسردی و آرامشش و انگشتان لاغرش که به زیبایی روی کیبرد حرکت میکردند میشه!!! خجالت آوره، نه؟ حالا این وسط “بی وی وی” هم که خودش بازیکن با مهارتی توی رهبری یه ارتش توی بازیه، یک جنگ رو باشکوه تمام میبره؛ غافل از اینکه الهه عشق اونور خط منتظرشه. خیلی زود آقا پرنس دانشجومون که بازیکن بسکتبال و شناگر خوبی هم هست و یک شرکت بازی هم داره، سعی میکنه با دوز و کلک، چه توی بازی و چه توی واقعیت، دل شاهزاده خانومو بدست بیاره. و اینجوریه که عشق اونا آغاز میشه.

  • 9

    یه داستان تک قسمتی درباره روحانی که عاشق میشود…

دسته های ناول

تاپ ترین های دیروز

لایت ناول ژاپنی
لایت ناول ژاپنی

تاپ ترین هفته

Overlord
オーバーロード
اسفند ۱۰ , ۱۳۹۶

بعد از اینکه به صورت ناگهانی خبر خاموش شدن سرور های بازی ویدئویی ایگدراسیل پخش شد مومونگا که عاشق این بازی بود تصمیم گرفت برای فهمیدن این که چه حقیقتی پشت پرده ی این ماجراست تا آخرین لحظه به بازی کردن ادامه بده که در لحظه ی خاموش شدن بازی، ناگهان...

آخرین آپدیت های هفته

لایت ناول کره ای
لایت ناول ژاپنی
لایت ناول ژاپنی
لایت ناول ژاپنی
نشان دادن بقیه پست ها

تخفیفات امروز

    هیچ نخفیفی موجود نمی باشید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات کاربران

  • سلام ما سعی داریم این چنین لایت ناول ها رو در اولویت قرار بدیم اما طی مشکلات پیش اومده باید صبر کرد د دید چه میشه

  • سلام از روی این اثر دو سری انیمه ساخته شده و الان داستان نصفه مونده اگه بشه ترجمه هایی مثل این کار رو تو اولویت بزارن مشتری بیشتری خواهانش خواهند شد

  • باید صبر کنید تا تابستون ببینیم چیکار میکنیم

  • خوب بدون شارز حساب جطوري ناول بخونم?

  • اینکه نمیتونید حساب خودتون رو شارژ کنید بخاطرمسدود شدن درگاه هست که داریم پیگیری میکینم و بله ما تابستون لایت ناول وایولت رو به طور کامل با ترجمه فارسی تقدیم خدمت شما میکنیم