• 1

    در زندگی قبلی اش “نی لی” قویترین شیاطین بود و در راس دنیای نظامی تعلیم دیده بود،هر چند زندگی اش را در طی نبرد با جادوگر امپراطور و هیولا خدا نمایه رتبه شش از دست داد. بعد از مرگش روح او به زمانی در زدگی گذشته اش بازگشت که تنها سیزده سال داشت.با این این که او ضعیف ترین و کم استعداد ترین فرد در بَُعد روح سرخ است ، با کمک دانش وسیعی که در زندگی قبلی اش بدست آورده بود سریعتر از بقیه پیشرفت کرد.او هدفش را در راستایه محافظت از شهری که در آینده نابود خواهد شد ، معشوقه اش ، دوستان و خانواده اش قرار داد.

  • 2

    بعد از اینکه به صورت ناگهانی خبر خاموش شدن سرور های بازی ویدئویی ایگدراسیل پخش شد مومونگا که عاشق این بازی بود تصمیم گرفت برای فهمیدن این که چه حقیقتی پشت پرده ی این ماجراست تا آخرین لحظه به بازی کردن ادامه بده که در لحظه ی خاموش شدن بازی، ناگهان…

  • 3

    یکی از برگترین قدیس های زیر آسمان پس از گذشت ۱۰۰ سال دوباره به زندگی برگشت. او توانایی و مهارت های خودش رو در هر رشته به نهایت رسوند تا بار دیگه بر قله و راس جهان انسانها قرار بگیره.

    “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرفِ ساخت دارو باشه. چرا که ۱۰۰ % تاثیر گذاری برای من عددی به حساب نمیاد!”

    “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرف ِ سرعت کِشتِ محصوله. چرا که اگر بر اثر شرم و خسالت جونتون رو از دست دادید من بی تقصیرم !”

    “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرفِ تجربست. چرا که من معنی یک جد باستانی هستم !”

    تنها وجود داشتن جیانگ-چنگ مثل نیشخندی تمسخر آمیز برای هزاران هزار نابغه بود!.

  • 4

    یه روز، داخل پسرکی جوان و معمولی که تازه رشدش متوقف شده بود توانایی منحصر به فردی به وجود اومد. توانایی که بهش میگفتن”کنترل صدا (سلطه گر}”. اون اولین نفری بود که این توانایی رو در معرض دید عموم قرار میداد. به خاطر خطراتی که این توانایی بوجود آورده بود ، پسرک تبدیل به هدفی شد که باید ازبین میرفت. اون تقریبا توسط”دفاع از منابع طبیعی “، سازمانی که کارش حفظ امنیت عمومی بود،کشته شد. اما سر بزنگاه، سازمان شیطانی “annonymous” بهش پیشنهاد کمک داد. برای ادامه ی حیات هم که شده ، پسر جوون این پیشنهاد رو قبول کرد.

  • 5

    لی-یانمو تصادفا یه اَبَرماشین، متعلق به دوره تاریک بشر پیدا کرد. از اون لحظه به بعد زندگی معمولیش دیگه مثل قبل نشد.
    صلاحیت؟
    استعداد ذاتی؟
    اینا چی هستن؟
    خوردنین؟
    من نه شایستگیش رو دارم و نه استعدادش رو، ولی سایه‌ام تو هک کردن کارش خیلی درسته.
    تجربه، توانایی های مختلف، قدرت مبارزه و… همه این ها رو میشه هک کرد. حتی وقتی خسته‌ یا خوابیده باشه، باز هم میتونه مهارت هاش رو افزایش بده.

    { دینگ دینگ… سایه ی شما یک مورچه را کشته است، به تجربه و مهارت های شما اضافه شد.}

    {دینگ دینگ… سایه ی شما با موفقیت یک سنجاقک را کشت، به شما یک جعبه تغییر ابعاد داده شد!}

    چه باحال، حتی با کشتن حشرات هم تجربش زیاد میشه و جایزه گیرش میاد، عجب چیزیه!

  • 6

    یک شب، دقیقا ساعت ۲۳:۱۱ ،یک غریبه به جی هنگ بلانکو درخواست دوستی در فیسبوک داد. بعد از اون، هرشب دقیقا در یک زمان، این غریبه سعی بر جلب توجه اون میکرد. مهم نبود جی هنگ چند بار اون رو نادیده بگیره، مهم نبود اون چند بار پیام هاش رو چک کنه ولی جواب نده، مهم نبود چقدر باهاش سرد برخورد کنه…  دو غریبه به تدریج روز به روز بهم نزدیک تر شدند.

  • 7

    استان Gekkou یا “نور مهتاب” درمورد رابطه عجیب بین نونومیا پسری افسرده و بی‌حال و دختری بی نقصه. نونومیا روزاش مثل یه داستان خسته کننده می گذره، برای همین همیشه تو فکر و خیاله. یه روز اتفاقی تو مسیرش یه دفترچه خاطرات خوشگل که برای یوکو تسوکیموری بوده پیدا می کنه. یه تیکه کاغذ از دفتر زده بیرون که به طرز عجیبی روش نوشته “دستور قتل!” . کنجکاو می شه و اون رو تو جیب لباسش می زاره. بعدا می فهمه این برگه برای یه سری نقشه های ممکن و غیر ممکنه که منجر به مرگ می شه. میبینه حتی ارزش نداره بهش گفت نقشه. وقتی روز بعد، درباره‌ دفترچه از اون دختره که اسمش روی کتاب بوده میپرسه، اون دختر جواب میده : من چیزی گم نکردم. ولی بعد از اون پدر اون دختر، بر اثر یک حادثه فوت می کنه…

  • 8

    داستان عشق و معجزه در مورد میتسوها و تاکی است. میتسوها دانش آموز دبیرستانی مونث است که در منطقه ای روستایی در اعماق کوهستان زندگی میکند. پدر او شهردار است و اغلب در خانه نیست، او در کنار خواهر کوچک دبستانی و مادربزرگش زندگی میکند. میتسوها شخصیت صادقی دارد اما از رسومات خانواده ش در معبد شینتو خوش نمی اید. همچنین از شرکت پدرش در انتخابات نیز ناراحت است. او از زندگی در روستایی گلایه دارد و آرزو دارد که در توکیو زندگی کند. تاکی دانش آموزی دبیرستانی است که در توکیو زندگی میکند. او وقتش را با دوستانش و کار نیمه وقت در رستوران ایتالیایی میگذراند و به معماری و هنر علاقه مند است. یک روز میتسوها آرزو میکند که مرد جوانی بود و تاکی آرزو میکند که دانش آموز دبیرستانی مونثی در کوها ها بود. راز رویای تجربه شخصی آنان چیست؟

  • 9

    در بخشی از امپراطوری به اسم استان خورشید آرام، منطقه ای تحت تسلط وجود داشت که آن را با نام قلمرو زوئی-ینگ میشناختند. این منطقه خانه قبیله دانگ-بو است. قبیله قهرمان داستانمان یعنی زوئی-ینگ.  پدرش، یک رعیت بود که تبدیل به نجیب زاده شد. مادرش یک نجیب زاده بود که به خاطر عشق، قبیله اش را ترک کرده بود؛ و برادر ، یک کودک ناز و معصوم. اما صلح و آرامش همیشگی نیست. زندگی آرام زوئی-ینگ نابود شده است و تنها راه باز پس گیری آن، استفاده از قدرت است.

  • 10

    یک نیت اوتاکوی ۳۴ ساله، توسط خونواده‌اش از خونه بیرون می‌شه، اونجاست که می‌فهمه زندگیش به بن‌بست رسیده. بعد به‌یاد میاره اگه در گذشته انتخاب‌های بهتری می‌کرد ممکن بود زندگیش الآن خیلی خیلی بهتر باشه.
    همینطور که داشت حسرت می‌خورد، یه کامیون رو می‌بینه که با سرعت به سه تا بچه دبیرستانی نزدیک می‌شه. تمام قدرتش رو جمع می‌کنه تا نجاتشون بده که کامیون به خودش می‌زنه و درجا می‌میره.
    وقتی چشماش رو باز می‌کنه، می‌بینه توی یه دنیای جادو و شمشیر به عنوان رودیوس گریرت تناسخ پیدا می‌کنه. با تولد در یک دنیای جدید، یک زندگی جدید، رودیوس عزمش رو جزم می‌کنه، “اینبار حتما جوری زندگی می‌کنم که دیگه  هیچ حسرتی نداشته باشم!” اینجوری داستان سفر مردی که می‌خواد از نو زندگی کنه شروع می‌شه.

دسته های ناول

تاپ ترین های دیروز

لایت ناول ژاپنی
لایت ناول کره ای

تاپ ترین هفته

Dragon-Marked War God
Long Wen Zhan Shen
فروردین ۰۳ , ۱۳۹۷

یکی از برگترین قدیس های زیر آسمان پس از گذشت ۱۰۰ سال دوباره به زندگی برگشت. او توانایی و مهارت های خودش رو در هر رشته به نهایت رسوند تا بار دیگه بر قله و راس جهان انسانها قرار بگیره. “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرفِ ساخت دارو باشه. چرا که ۱۰۰ % تاثیر گذاری برای من عددی به حساب نمیاد!” “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرف ِ سرعت کِشتِ محصوله. چرا که اگر بر اثر شرم و خسالت جونتون رو از دست دادید من بی تقصیرم !” “با من بحث نکنید زمانی که حرف، حرفِ تجربست. چرا که من معنی یک جد باستانی هستم !” تنها وجود داشتن جیانگ-چنگ مثل نیشخندی تمسخر آمیز برای هزاران هزار نابغه بود!.

آخرین آپدیت های هفته

لایت ناول چینی
لایت ناول کره ای
لایت ناول ژاپنی
لایت ناول ژاپنی
لایت ناول کره ای
لایت ناول ژاپنی
نشان دادن بقیه پست ها

تخفیفات امروز

    هیچ نخفیفی موجود نمی باشید

عضویت در خبرنامه

آخرین نظرات کاربران

  • تو رو خدا ترجمه کنید با تشکر از دست اندرکاران

  • قسمت 17 چرا نیست؟

  • عالی بود دستتون درد نکنه. خیلی منتظر ادامه ترجمش هستم

  • لطفا قسمت بعدی رو هم ترجمه کنید ):

  • اقا اینو زودتر ترجمه کنین قیمت مهم نیست